« صدای آرامش
در اتاق بوی پا می آید، و آنسو تر بر استوارترین گونه سپیدفام پیرامون، قطعه برگی از دفتر خاطرات کسی که هرگز نمی شناختی. در اتاق بوی پا می آید، بوی کهنگی، بوی اضطراب، بوی مرگ. و آنسو، در گوشه ای دور دست، صدای پای عشق، که هر شب با تو سر بر بالین می نهد و اندکی دیگر نیست. در اتاق هیچ نیست.
۰
-