« داستان گل و شاخه
چون قدم برداری، یاد لاله، میخک، زنبق و ریحانه
بدنبال گلی، شاخه ای می یابی
شاخه را می بویی، شاخه را می پویی
شاخه را می خایی، شاخه را می کاوی
سخن از شادی نیست، از سر بی هوشیست
با نگاهی وهم زده، با دلی دلمرده
رفت و آمد، رفت است
در بیابان نگاه سردم، او چهره ام را می دید
چون قدم برداری، یاد لاله، لاله
۰
-