ما هیچ، ما یک نگاه

مرا از نگهی  دیگر بیابید http://reza.nanodetails.com

 

 


« چشمان تو

روز را که آغاز می کنم، نگاهت در نگاهم است. سرم را که کمی می چرخانم، آن نگاه صاف و زیبایت دلم را می تکاند. یادت می آید که سالها ترا می خواستم؟ یادت می آید که این آخرین بار دلم نمی خواست بگذارمت و بروم؟ یادت می آید چگونه همیشه دوستت داشته ام؟ لبهایت را که می نگرم، دلم می خواهد تا ابد ببوسمشان. گونه هایت، چه چنگی به دل می زند. لطافت دستانت را هماره به یاد دارم. ابروانت دلم را می برد. چه زیباست تصویرت و همیشه در دلم مانده ای. منتظرم که روزی تو در کنارم باشی. می دانستی که عاشق آن چشمانت شده ام، می دانسته ای که همیشه به یادت هستم؟ می دانی که رویایت شب و روز با من است؟ امشب صدایت را نشنیدم، دلم ترا پر می کشد. با نگرانی فردا را به انتظار خواهم نشست تا ببویمت و بگویم که دوستت دارم.

نظری بدهید