ما هیچ، ما یک نگاه

مرا از نگهی  دیگر بیابید http://reza.nanodetails.com

 

 


« یاد و سراب

دم به دم تشت شرابی آور

من بی نام و نشان را تو نشاطی آور

ناز و غمزه که کنی با دگران

گر مرا سوخت جگر باز تو یادی آور

دیده را سخت بسوزیم با آب و سرشک

آب تاکم سوی این خامه افشان آور

تشت آتش که شود باز مهیا به زمان

عاقبت بین و مرا سایک نابی آور

گر شدی سوی خرابات و شوی همدم گل

یاد ایام کن و باده به میدان آور

در بیابان و به هنگام سراب

رو به خود کن، سخن نازک و نابم آور

نظری بدهید