« زمان
تن به آتش دادن و بیرون شدن
آب و آتش جمله را همگون شدن
دل به دل دادن، برفتن، آمدن
عشق و مرداب و جنون، دل تافتن
حوریان و مرشدان، آتش لبان
مردمی را در کنار، اینک بدان
داده ای نای دل از کف بی امان
گشته ای نادم به آغوش زمان
تن به آتش دادن و بیرون شدن
آب و آتش جمله را همگون شدن
دل به دل دادن، برفتن، آمدن
عشق و مرداب و جنون، دل تافتن
حوریان و مرشدان، آتش لبان
مردمی را در کنار، اینک بدان
داده ای نای دل از کف بی امان
گشته ای نادم به آغوش زمان