« دل
یاد باران، یاد ابر و یاد کوه
یاد ایامی نکو، تنها، شکوه
سر برآوردیم از درون برف ها
دل بی غش را بیالودیم ما
رفت دستم، رفت پایم آن و آن
هر دو عریان، هر دو بی نام و نشان
دل به دل، راهی در این میگون سرا
سربه سر، راهی دراین محنت سرا
با لبی بی روزن و بی اختیار
پشت و بالا، در زمین و در کنار
دل سپردن، راه بردن، یاد و یاد
“یاد باد آن روزگاران، یاد باد”
۰
-