ما هیچ، ما یک نگاه

مرا از نگهی  دیگر بیابید http://reza.nanodetails.com

 

 


« راز گل

آن شروع ساده و بی غل و غش

آن درختان سپید و بی عطش

خنده و عشق و شراب و در نهان

خنده ها، آن گفتگوی بی امان

یاد ایام و شراب و زندگی

آن قدح پر بود و ما از سرخوشی

ناگه آن ابر سیه آمد ز ره

برخروشید و به زار آورد مه

در دمی قاروره ام بر سنگ کوفت

آب و برقش یک زمان بر فنگ کوفت

دل به مردن بود و رفتن، آمدن

سر به سودا، سوده ای برخاستن

آنگهم آمد ندایی از نهان

راز گل خوانی چو نوشی بی امان

نظری بدهید