ما هیچ، ما یک نگاه

مرا از نگهی  دیگر بیابید http://reza.nanodetails.com

 

 


« صبوح

عشق می بود و ما بر در آن خانه شدیم

ره نبردیم و به ناگه که به میخانه شدیم

عشق می تاخت و ما از تو چه دیوانه شدیم

راه تاریک شد و ما سوی بیگانه شدیم

من ترنم ز لبان تو نمی خواهم یافت

سر بر آینه کوفتیم و چو پروانه شدیم

در سحرگه که چو باران به لبانم می خورد

عشق می آمد و ما در به در لانه شدیم

چون که خورشید برفت از پس این پرده برون

آن نگاه سبک و نازک و مستانه شدیم

در کنار حرم یار چو منزلگه ماست

ما ز بیگانه و خویش از تو بشکرانه شدیم

آن دو چشم مست وخراباتی و ناب

می دوخت به ما یار که ما زاده شدیم

چون سراپرده نمودیم و به آغوشش باز

بازگشتیم و هنرمند و فروزانه شدیم

آن همه می که شبی می خوردیم

چو به ناگه بنمودیم چو دیوانه شدیم

آن شراب از پس این عشق چه می جویم باز

لب بخوردیم و شکرچین و چو دردانه شدیم

ای دل ار یار و صبوحی است بیاور جامی

زانکه ما از شکرش مست و دل آرامه شدیم

یک نظر برای “صبوح”

  • ۱۳۸۸/۰۶/۰۹
    ابوالفضل نوشته است

    داداش من خیلی با نوشته هات حال کردم . فقط یه خواهش هم داشتم ازت اگه ممکنه این اهنگ که تو که تو سایت بخش میشه رو اسمش رو بگو یا اگه جای آپلود کردی بگو تا دانلود کنم .
    اهنگه منو که داره دیوانه میکنه
    یه دنیا ممنون
    - – -
    گرامی ابوالفضل،
    سپاس، آهنگ را می توانید در وب سایت شحص سازنده و یا منتسب به نزدیکان وی به آدرس زیر بیابید:
    http://sara.malakut.org/2007/04/setarpiano.shtml

نظری بدهید