« عمر
عمری است که من به حال مستی ماندم
بی شور و شری جام به دستی ماندم
از ناز تو و نگاه آن سرو بلند
انگشت به دهن ز حال هستی ماندم
عمری است که من به حال مستی ماندم
بی شور و شری جام به دستی ماندم
از ناز تو و نگاه آن سرو بلند
انگشت به دهن ز حال هستی ماندم