<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="0.92">
<channel>
	<title>ما هیچ، ما یک نگاه</title>
	<link>http://reza.nanodetails.com/blog</link>
	<description>وب نوشت های شخصی من</description>
	<lastBuildDate>Wed, 31 Aug 2011 15:21:38 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>fa</language>
	<!-- generator="WordPress/3.2.1" -->

	<item>
		<title>تمشک</title>
		<description><![CDATA[تو تمشکی چیدی از سر شاخه آن بوته باران خورده آن درخت کوتاه کاندکی سبز هنوزهم ماندست و من لبخند زنان همچو کودکی تاخورده آن سرو بلند تو صدایم کردی و من فریادزنان چشم در چشم طبیعت بودم در کناری به اندازه یک شاخه گل نازک و طرد به همآغوشی شب با سایه خرد تنم [...]]]></description>
		<link>http://reza.nanodetails.com/blog/1390/06/09/%d8%aa%d9%85%d8%b4%da%a9/</link>
			</item>
	<item>
		<title>حفاظت شده: بنده</title>
		<description><![CDATA[هیچ چکیده‌ای موجود نیست زیرا‌این یک نوشته حفاظت شده است.]]></description>
		<link>http://reza.nanodetails.com/blog/1390/06/08/%d8%a8%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
			</item>
	<item>
		<title>پند</title>
		<description><![CDATA[دوش آن زاهد پاکیزه سرشت پندیم بداد و نام نیکی بنهشت دیده پنگان بنمود عابد آلوده بهشت گفت آن کس که بدید چیزی ننوشت]]></description>
		<link>http://reza.nanodetails.com/blog/1389/10/05/%d9%be%d9%86%d8%af/</link>
			</item>
	<item>
		<title>ترفند زمانه</title>
		<description><![CDATA[به قانون مورفی میان دو کار بد آید به میدان، شود کار زار چو آن مار از پونه گریخت بر او بذرپاشش بپاشید و ریخت زدم سکه از رندی و چابکی کنون مانده در گل دو پایم یکی جهان را من آسوده پنداشتم جهان هم کنون سخره گی داشتم بدست آمد آن ناوک دل نواز [...]]]></description>
		<link>http://reza.nanodetails.com/blog/1389/09/03/%d8%aa%d8%b1%d9%81%d9%86%d8%af-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%87/</link>
			</item>
	<item>
		<title>جایی دیگر</title>
		<description><![CDATA[من گناهم اینست عاشق انسانم، دل من سخت تپید چون شنیدم به سحر نوگلی را بدریدند، دریغ من سر از پا نشناسم وقتی دو کبوتر به هم آمیخته اند آن طرف، لانه گنجشک ظریف نیست آماج نگاه هرزه! نیست هیچ تیغ و خروشی شرزه! وقت آواز، کبوتر با باز هستند یکی، چونانست پرواز شاید آنگاه [...]]]></description>
		<link>http://reza.nanodetails.com/blog/1389/07/19/%d8%ac%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/</link>
			</item>
	<item>
		<title>کنار تو</title>
		<description><![CDATA[من کنارت بودم آهسته آهسته سخن می گفتی نرم نرمک دل من می سفتی دل به ره می دادم و آید یادم جام می را به دمی می جستی من به یادت بودم جام دل را به سحر می شستی اندکی صبح سحر می گفتی شاید این پیک به ره می بردی دست در دست [...]]]></description>
		<link>http://reza.nanodetails.com/blog/1389/02/07/342/</link>
			</item>
	<item>
		<title>بدی هایم</title>
		<description><![CDATA[یادت اینک، همراه همنوایم باشد من به تو بد کردم شاید از فکر گلی ناز تو رد کردم نازک آن سینه صاف آن ترنم هایت یادم آید آری من به تو بد کردم دست دست دویدیم ولی آخر قصه تو را رد کردم خوب آن روز به ذهنم آید پشت آن پشته کاه دست در [...]]]></description>
		<link>http://reza.nanodetails.com/blog/1389/02/03/%d8%a8%d8%af%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%85/</link>
			</item>
	<item>
		<title>رفتارها</title>
		<description><![CDATA[ای دل به هر اندیشه ای عذری است با کردارها از هر کسی باید کشید، این است رسم یارها از حاتم طایی و مرد قرن ها تا آخرین و اولین، پویا و این دلدارها رسم دو چشمت شیوه این لعن و این گفتارها گفتی و دادی رآی خود، زنهار ازین دشنام ها ما را به [...]]]></description>
		<link>http://reza.nanodetails.com/blog/1388/09/18/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7/</link>
			</item>
	<item>
		<title>از دیو و دد ملولم</title>
		<description><![CDATA[شب از ره رسید و خرامان دوید ستاره به میدان دمی سرکشید خروشان به میدان به سان خران سرازپا نداسته آمد همان دد دوان نشستند و خوردند و گفتند و برد مرا جای و چای و آب و برد دهانم ببستند و گقتند و گفت ستاره به میدان نهان شد بخفت دلم ریش شد، صدایم [...]]]></description>
		<link>http://reza.nanodetails.com/blog/1388/09/06/%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d9%88-%d9%88-%d8%af%d8%af-%d9%85%d9%84%d9%88%d9%84%d9%85/</link>
			</item>
	<item>
		<title>راه نو</title>
		<description><![CDATA[مستی و باده پرستی اینست زاهدا راه ترقی اینست ابر و باران همه شد پی درپی شرح این دایره، تنها اینست آن کنار از رج این مادینه سایه و روشن گولی اینست آن به از سوی خیابان بروی زان همه حمق و سفاهت کاینست]]></description>
		<link>http://reza.nanodetails.com/blog/1388/09/02/%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d9%86%d9%88-2/</link>
			</item>
</channel>
</rss>

